تبليغاتX
بیا تو حال کن
سوم فروردين
ما امروز به خاك ايران تجاوز كرديم همه اش هم تقصير فيليكس بود چون هرچه من به او گفتم كه ما وارد آبهاي نيلگون خليج فارس شديم اون گفت نه نشديم جي پي اس نشون ميده كه نشديم. راست هم مي گفت ولي باز هم تقصير اون بود چون من صد دفعه گفتم از اين جي پي اس هاي ارزان ژاپني نخريم بريم جي پي اس صاايران بخريم كه الان صنعت الكترونيك دنيا رو قبضه كرده و يك اينچ هم خطا نداره ولي به گوشش نرفت كه نرفت.

چهارم فروردين
اين ايراني ها واقعا مهمان نوازند. ديروز وقتي ما خواستيم از قايق تندرو پياده شيم هرچي من خواستم كرايه ي قايق را بدم آن آقا ريشوئه كه پشت تيربار بود گفت نه، حساب شده. وقتي هم كه ما پياده شديم فرش قرمز انداخته بودند و دو تا دختر سياه سوخته آمدند دسته گل به ما دادند و گروه سرود هم آهنگ ورزشكاران پيروز بادا رخشان چون گل هر روز بادا را اجرا كردند و خلاصه كلي تحويلمون گرفتند.

پنجم فروردين
اينجا عيد است انگار. ايراني ها هم بابانوئل دارند منتها يك مقدار ريش اش را بد اصلاح كرده و كلا جوادتر از بابانوئل است. ايراني ها در عيد نوروز به ديدن هم مي روند و هي تخمه مي خورند و هي همديگر را مي بوسند البته مردها مردها را و زنها زنها را.اينجا به ما يك آپارتمان داده اند كه چهارده نفره تويش زندگي كنيم، يك آپارتمان را هم تكي داده اند به في. هرچه هم كه ما مي گوييم خب اين چه كاريه كه ما توي اين آپارتمان پاي يكي مان توي دهن آن يكي باشد و مثل ساردين بخوابيم و في تنهايي توي آن آپارتمان باشد به خرجشان نمي رود و مي گويند اختلاط زن و مرد نبايد باشد. فيليكس به آنها گفت بابا ما توي ناوچه كه بوديم همه يك جا مي خوابيديم هيچ مساله اي هم نبود. ولي اينها با وجود اينكه خيلي مهربان هستند به خرجشان نمي رود.جان گفت:ولي اين كار شما مصداق انفراديست.ولي آقا ريشوئه گفت:تقصير ما نيست اگر شما دو تا زن در پرسنل تان داشتيد الان آن خواهر در انفرادي نمي افتاد.يك روسري هم سر في كرده اند كه شده عينهو كلفت هاي داستان هاي ديكنز.

ششم فروردين
امروز تورليدرمان آمد و ما را برد ديدن كاخ هاي شاه. توي راه گفت كه شاه و درباريان چقدر پول ملت را حيف و ميل مي كرده اند و كاخ هايشان را پر از اجناس آنتيك كرده بوده اند. ما كه هرچه اتاق هاي كاخ را ديديم خالي بود. يك جا فقط يك ميزناهارخوري بود كه مي گفتند خيلي گران است و شاه پشت آن بيت المال را ميل مي كرده. يك جا هم يك ميز تحرير بود كه من از تور ليدر پرسيدم اين چرا باقي مانده؟ كه تور ليدر تكانش داد و ديديم لق مي زند و قابل استفاده نبوده.در كل اصلا از آن زرق و برق كاخ هاي مشرق زمين خبري نبود و من فهميدم رسانه هاي ما چقدر به ما دروغ مي گفته اند. بعد ما را بردند موزه جواهرات سلطنتي كه خيلي زيبا بود و ما پرسيديم اگر شاه اينقدر بد بوده براي چي اينها را بار نكرده ببرد؟ گفتند چون ملعون فكر مي كرد بر مي گردد مثل بيست و هشت مرداد.آقاهه اين را با يك اخمي گفت كه ما مجاب شديم.

هفتم فروردين
امروز تور ليدرمان ما را صبح زود بيدار كرد و گفت مي خواهيم برويم شمال و نمك آبرود. ما كه خوابمان مي آمد گفتيم مگر مريضيم اين وقت صبح سپيده نزده برويم، ما را در دوره ي آموزشي هم اين ساعت بيدار نمي كردند. گفت اگر نرويم جاده بسته مي شود. گفتيم يعني چي بسته مي شود؟ گفت چيز مهمي نيست ولي يك سنگي، بهمني، صخره اي، كوهي مي افتد روي سرمان.مساله اي نيست. هرسال همين است. گفتيم نمي شود با هواپيما برويم؟ گفت آنكه خطرش بيشتر است، هر شش ماه يك هواپيما يا مي افتد يا به كوه مي خورد يا آتش مي گيرد يا مي افتد داخل رودخانه اگر هيچكدام از اينها هم نشود شما امپرياليستها با موشك مي زنيدش. گفتيم با قطار؟ گفت آنكه هر دو سال يك بار يا منفجر مي شود يا از خط خارج مي شود يا اگر هيچي هيچي نشود آنقدر سريع است كه سيزده به در مي رسيم مرزن آباد. گفتيم حالا چرا اصرار داريد ما از تهران برويم. گفت چون ما فكر مي كرديم تهران عيد خلوت مي شود ولي نشد و همانجور شلوغ و آلوده ماند و در اين تهران ماندن مصداق بارز شكنجه است و شما كه نمي خواهيد فردا ما را براي اين مورد هم ببرند شوراي امنيت. ديديم طفلك راست مي گويد. اين شد كه راه افتاديم.

هشتم فروردين
واقعا اين ايراني ها جماعت از جان گذشته اي هستند و بدا به حال كشوري كه بخواهد با آنها سرشاخ شود.ديروز قبل از اينكه وارد جاده شويم پليس راه را بسته بود و مي گفت كوه ريزش كرده و جاده بسته است. اما ايراني ها با اصرار از پليس مي خواستند كه به آنها اجازه ي عبور بدهند. حتا چند ماشين رفتند توي خاكي و دررفتند. ما برگشتيم. لوييز گفت اينها كه براي متل قو حاضرند اينجور به استقبال مرگ بروند براي چيزهاي مهمتر چه مي كنند؟ به هرحال هرچه بود به خير گذشت. وقتي به آپارتمان برگشتيم برايمان تلويزيون آوردند و مجبور شديم چند سريال بامزه را ببينيم كه واقعا مصداق بارز شكنجه بود و لوييز كه حسابي عصباني شده بود به تورليدرمان گفت حتما اين مساله را به صليب سرخ اطلاع خواهد داد كه تورليدرمان ترسيد و رفت دي وي دي فيلم سيصد را آورد كه نشستيم و ديديم و دهانمان باز ماند كه فيلمي كه هنوز توي دنيا روي پرده است چطور دي وي دي اش اينجا پيدا مي شود كه تورليدرمان گفت تازه آن را از كنار خيابان خريده نيم پوند كه ما واقعا سورپريز شديم و تري گفت دنيا چطور مي خواهد اينها را تحريم كند؟

نهم فروردين
با اينكه ايراني ها خيلي مهمان نوازند ولي امروز در كل روز كسل كننده اي بود و اينجا هم عين لندن هوا باراني بود و انگار نه انگار ما آمده ايم تعطيلات آفتاب بگيريم. كه تورليدرمان توضيح داد براي اينكه ما احساس غربت نكنيم متخصصان جوان ايراني با باروري مصنوعي ابرها خواسته اند محيطي شبيه لندن را برايمان ايجاد كنند.بعد جو از تورليدرمان خواست كه يك تيغ ويلكينسون در اختيارش بگذارد كه تورليدرمان گفت فقط ژيلت داريم و متاسفانه در تقسيم بندي بازار ايران فقط چاي و مايع ظرفشويي به انگليس رسيده و تيغ در انحصار آلمانهاست و اتومبيل در اختيار فرانسوي ها و كلا هر چيز بنجل ديگر در اختيار چيني ها. آخر سر هم يك تيغ سوسمار نشان به جو داد كه ما فهميديم بيخود نيست اجناس ايران بازار دنيا را قبضه كرده است. دكتر به جو گفته كه اصلا رد بخيه ها روي صورتش نمي ماند. خدا كند!

دهم فروردين
امروز ما را براي تماشاي يك مسابقه ي فوتبال به بزرگترين استاديوم ايران بردند كه يك داربي حساس از سري مسابقات ليگ برتر ايران بود. واقعا بازي زيبايي بود و آدم را ياد بازيهاي زمين خاكي هاي چهارصد دستگاه لندن مي انداخت. اما تماشاچيان بازي از ايراني هاي فيلم سيصد وحشي تر به نظر مي رسيدند و به نظر من صدهزارتا از اينها يك شبه اروپا را مي توانند بگيرند.

يازدهم فروردين
اين ايراني ها واقعا مهمان نوازند. آنقدر مهمان نوازند كه اشك آدم را درمي آورند. امروز فيليكس به مهماندارمان گفت آخر اين چه مهمان نوازي ايست كه شما داريد؟ ما چقدر شنيتسل مرغ بخوريم؟ حالمان به هم خورد حتما بايد بروم شوراي امنيت. برايمان خاويار بياوريد. مهماندارمان با لحني كه دل سنگ را آب مي كرد گفت در ايران خاويار پيدا نمي شود ما همه اش را مي فرستيم براي ساير مردم دنيا. فيليكس گفت: پس پسته بياوريد. مهماندارمان گفت پسته خيلي گران شده چون ما همه اش را صادر مي كنيم به كشورهاي شما. الان مردم ما فقط تخمه ژاپني مي خورند. بعد در حالي كه اشك مي ريخت گفت اصلا اين فرشي كه شما رويش نشسته ايد و شطرنج بازي مي كنيد ماشيني است چون ما ايراني ها راضي نمي شويم خودمان روي فرش دستباف بنشينيم وقتي دنيا روي زيلو مي نشيند براي همين دست بافهايش را مي دهيم به مردم دنيا و خودمان از بلژيك و چين و هند و تركيه و مراكش فرش ماشيني وارد مي كنيم. به اينجا كه رسيد تقريبا تمام بچه ها از خود بيخود شده بودند و جان رفت وسط ياران چه غريبانه را خواند و يك نيم ساعتي همه سينه زديم و صفايي كرديم.

دوازدهم فروردين
امروز يك روز ملي براي ايرانيان مهمان نواز است. امروز ما را بردند ميدان انقلاب كه چهار ساعت جشن ملي در آنجا برگزار مي شد و واقعا خوش گذشت و ما فهميديم ايراني ها خيلي خوشحالند و همه اش جشن و عيد و تعطيلي و از اين چيزهاست و ديگر وقتي براي جنگ يا انجام عمليات تروريستي ندارند و رسانه هاي ما همه اش دروغ مي گفته اند.كارمن وسط جشن يكهو اختيارش را از دست داد و با مشت گره كرده فرياد زد: مرگ بر انگليس! و فيليكس هم گفت كاش ما آنروز با آن وانت سنگ مي رفتيم دم سفارت انگليس و يك درسي به اين اينگيليسيا مي داديم.

سيزدهم فروردين
امروز روز طبيعت است و ايراني ها به كوه و در و دشت رفته و از درخت مي روند بالا. ما را بردند تپه هاي عباس آباد كه چون تورليدرمان يك وجب جا هم براي نشستن ما پيدا نكرد مجبور شديم برگرديم.
امروز يك خبر بد هم به ما داده شد.اينكه تا دو روز ديگر بايد به انگليس برگرديم. تري گفت اعتصاب غذا خواهد كرد و نمي خواهد از ايران برود. جان هم پا به زمين مي كوبيد و مي گفت:نمي خوام، نمي خوام.ولي عصر ما را براي پرو لباس بردند هاكوپيان و براي همه ي مان كت و شلوار هاي قشنگي خريدند كه رنگ آبهاي نيلگون خليج فارس بود. بعد اين آقاي مسابقه ي محله آمد و به اشلي گفت ده بار بگو خليج هميشگي فارس مال ماس و اشلي هم گفت و برنده شد و ما دست زديم. بعد هم فيليكس از آن آقا ريشوئه پرسيد چرا تا امروز ما را نگه داشتيد؟ آن آقا گفت خب چون رفتن شما يك سري كار اداري داشت و تا سيزدهم هم كه همه جا تعطيله. فيليكس گفت: پس چرا چهاردهم ما را نمي فرستيد؟ كه آن آقا گفت:اي بابا! بعد از سيزده روز تعطيلي چهاردهم كي حال كار كردن داره. ولي شب كه برگشتيم با اينكه علف هم گره زده بوديم حال همه بد بود كه يك دفعه جان بلند شد و شروع كرد به خواندن چنگ دل آهنگ دلكش مي زند...ناله ي عشق است و آتش مي زند كه كلي گريه كرديم تا صبح شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 13:16  توسط نجمه | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نام:نجمه
نام خانوادگی:....
تاریخ تولد:21/11/1368
محل تولد:یزد

نوشته های پیشین
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
پیوندها
ღ•*راز دل*•ღ
ღ•*دلتنگیها*•ღ
ღ•*بی تو هرگز*•ღ
ღ•*از هر دری سخنی*•ღ
ღ•*موزیک و عکس و جوک*•ღ
ღ•* تقدیم به چشمای نازت*•ღ
ღ•*یه دختر از فرشته ها بهتر*•ღ
ღ•*دنياي کامپيوتر و اينترنت*•ღ
ღ•*مطالب زیبای ریاضیات*•ღ
ღ•*تنها ترین تنهای دنیا*•ღ
ღ•*پیشی کوچولو*•ღ
ღ•*بی تو هرگز*•ღ
ღ•*یه نینی*•ღ
ღ•*نگین و نیما*•ღ
ღ•*پیاز داغ اینترنت*•ღ
ღ•*وب های پر بیننده*•ღ
ღ•*خــــبــــر و عـــکس*•ღ
ღ•*مسافر جاده عاشقی*•ღ
ღ•*محل استقرار مرگخواران*•ღ
ღ•*عشق عشق عشق*•ღ
ღ•* شاکیــان عشـق*•ღ
ღ•*دو تا خوشتیـپ*•ღ
ღ•*عشـقبازی*•ღ
ღ•*وروجک*•ღ
ღ•*امیر*•ღ
ღ•*فیزیک*•ღ
ღ•*اشــک ابــر*•ღ
ღ•*فناوری اطلاعات*•ღ
ღ•*دخترای شیطون بلا*•ღ
ღ•*درد و دل های یه دختر*•ღ
ღ•* آرشيو سرگرمي ايرانيان*•ღ
ღ•*به خدا می میرم برات*•ღ
ღ•*دانشگاه آزادبهبهان*•ღ
ღ•*نی نی شیطون*•ღ
ღ•*موزیکدونی3*•ღ
ღ•*آفتابگردان*•ღ
ღ•*نگین*•ღ
ღ•*رابین هود*•ღ
ღ•*امید و بیــتا*•ღ
ღ•*پـرند و چـرند*•ღ
ღ•* عشق مهتــاب*•ღ
ღ•*به نام معبود عابدان*•ღ
ღ•*در مورد همه چی هست*•ღ
ღ•*جوکهای لوله ای بجستان*•ღ
ღ•*بخون و بخند و بازم بیا*•ღ
ღ•*اجتماعی سیاسی*•ღ
ღ•*دنیای اس ام اس*•ღ
ღ•*هم شهری من*•ღ
ღ•*امید ریاضی*•ღ
ღ•*مهدی فاطمه*•ღ
ღ•*مســــتــانــــه*•ღ
ღ•* مـــــــــهنــــــــاز*•ღ
ღ•*حرفهاي ميتي و ...*•ღ
ღ•*این مرد سیب نیست*•ღ
ღ•*من،معماری،شعروموسیقی*ღ
ღ•*صحنه یکتای هنرمندی ما*•ღ
ღ•*ورود افراد زیر 18ممنوع*•ღ
ღ•* عاشـــق پيشـــه*•ღ
ღ•* عصر ایمان *•ღ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM